اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

262

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

همه را بدربار كسرى آورد . اينان زيباترين افراد خانواده [ منذر ] بودند مگر نعمان كه روى سرخ و لكه دار و قد كوتاهى داشت و خانواده عدى بن زيد او را شير داده بزرگ كرده بودند ، مادرش برده اى بنام « سلمى » و گويند از قبيله كلب بود . عدى بن زيد هر يك را بتنهايى جاى داد و برادران نعمان را در پذيرايى بر او برترى ميداد و چنان نشان ميداد كه به نعمان اميدوار نيست ، با يكايك آنها خلوت ميكرد و بانها مىگفت : اگر شاه از شما پرسيد كه آيا مىتوانيد از عهده عرب برآييد ، بگوييد ما نمىتوانيم مگر نعمان [ 1 ] و به نعمان گفت اگر شاه تو را از برادرانت پرسيد ، بگو اگر از آنها عاجز ماندم در مقابل عرب عاجزتر خواهم بود . از پسران منذر مردى بود بنام « اسود » كه مادرش از بنى رباب و در خانواده اى از اشراف حيره بنام « بنو مرينا » نگهدارى شده بود ، مردى از آن خانواده بنام « عدى بن اوس بن مرينا » كه با هوش و شاعر بود به اسود بن منذر برادر نعمان مىگفت تو دانسته اى كه من به تو اميدوارم و خواسته من تويى اكنون ميخواهم با عدى بن زيد مخالفت كنى چه او به خدا قسم ، هرگز خيرخواه تو نيست . اسود بگفته عدى گوش نداد و چون كسرى عدى بن زيد را فرمود كه آنها را بر او وارد كند ، يك يك را بحضور مىبرد و كسرى مردانى را كه مانندشان را نديده بود مىديد و چون مىپرسيد آيا از عهده آنچه تاكنون برآمده‌ايد برمىآييد ؟ مىگفتند كسى از ما جز نعمان از عهده عرب برنيايد [ 2 ] . و چون نعمان بر او در آمد ، مرد زيبايى را ديد [ 3 ] و با او سخن گفت و فرمود آيا مىتوانى عرب را عهده دار شوى ؟ گفت مىتوانم . كسرى گفت با برادرانت چه مىكنى ؟ گفت اگر از آنها عاجز آيم از ديگران عاجزتر خواهم بود . پس كسرى

--> [ 1 ] عبارت ابن اثير كه بهتر به نظر مىرسد اين است : بگوييد از عهده همه عرب برآييم جز نعمان ( كامل ج 1 ص 285 ) . [ 2 ] گفتند از عهده عرب جز نعمان برآييم ( كامل ج 1 ص 286 ) . [ 3 ] مرد زشت روى كوتاه قدى را ديد ( كامل ج 1 ص 286 ) .